ممه - معنی در دیکشنری آبادیس

شیرجامه. [ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) پستان زن و دیگر حیوانات. ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ) ( برهان ) . پستان. ( فرهنگ جهانگیری ) . || آوندی که شیر در آن کنند. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( برهان ) ( از فرهنگ جهانگیری ) .

nature’s founts ( n. ) [literary euph. ]
the female breasts

love apples ( n. ) =1. ( also apples of love ) the female breasts [the rounded shape; the term has survived but became more a euph. than sl. by 20C]

love hillocks ( n. )
the female breasts

Comment les hommes l'appellent 👫

شمای که میگی ممه اینجوری یا اینجوری خود شما از ممه شیر مادرت را خوردی بس حرف در نیار یک عضای است که خدا به زنان داده است

Boobs
A woman's breast at informal conversations

ماموگرافی: ممه نگاری، پستان نگاری

پستان در پستانداران.

مَمه در ایران به مادر و پستان مادر میگویند که در انگلیسی با mamma هم ریشه است.

ممه در پارسی همریشه است با مما در انگلیسی
در انگلیسی به پستان مادر که فرزندانش می مکند گویند.
پستاندار: ممال: ممه ای

می می ، ریشه دری ( زبان رسمی پارسی ، پس از حمله تازیان ) می می = شیر بزبان کودکانه ، می می گو = شیر گاو به لهجه کودکان ، می می= پستان ( پستان مادر ) می می گرم = شیر گرم بزبان کودکانه در نگهداری زبان نیاکان باشیم 💚

مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٢)

You Might Also Like