براورد - معنی در دیکشنری آبادیس Sarah Garza | April 08, 2026 /barAvard/مترادف براورد: ( برآورد ) ارزیابی، برانداز، تخمین، سنجش، تقویم، ارزش گذاری، قیمت گذاری، تخمین زدن، تقویم کردنمعنی انگلیسی: appraisal, assessment, calculation, estimate, estimation, judgment, measure, projection, reckoning