لغت نامه دهخدا
اوزن. [ اَ زَ ] ( ع ن تف ) سنگین تر. باوزن تر. باسنگ. ( منتهی الارب ): هذا شعر اوزن من غیر؛ ای اقوی و امکن. الذهب اوزن من کل ذی وزن. || ( اِ ) رئیس و مهتر. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ).اوزن. [اَ / اُو زَ ] ( ص ) قوی و توانا. ( آنندراج ). قوی و شدید و باقوت. ( ناظم الاطباء ). || ( اِ ) شیر که اسد باشد. ( آنندراج ). شیر بیشه. ( ناظم الاطباء ).